و زاده شد پری سا حسین زاده در شبی که همیشه خود شیفته وار عاشقش ماند
و عاشقش ماند
و تجربه کرد 21 بهار را و تابستان را و پاییز را و زمستان زمستان زمستان را
و احساس کرد روز تولد 21 سالگی عاشق کرده است
پیر مرد را
و گریه کرد زمانی که آسمان مست کرد
...............................................
همه جا سنگ است واین خاطره کهنه
و این بغض تر و تازه
این روها زاده می شوم هر روز نه از بطن مادر که از دل بغضی کودکانه
4 روز است که خنده اعتصاب کرده ام
..............................................
می دونم نمی دونی چی می گم/عادت دارم به تنها فکر کردن/باید واسه یه مدت طولانی نباشم
من خواب می بینم هر شب،
سجاده و
حوض بی آبی را که هرگز ساخته نشد
من خواب دیدم باز
ماهی قرمزمان قران خواند
----------------------------------------------------------------------------------
تو به اندازه ی یک راه دراز
وصله می شوی بر من
طعم نعنایی چشمانت
خنکای لذتی بی پایان است...
--------------------------------------------------------------------------------------------
شب حراج است امشب...موی من بر بالش
عطر لیمو پیچیده...
باد هیز بهاری جای دستان تو ،لای موهایم پیچیده...
--------------------------------------------------------
این صدای ماهی مرده ی تنگ است که فریاد می زند:
آماده سرخ شدنم.
-------------------------------------------------------------------------------------
خیلی خیلی خیلی داغونم،نمی ترکه این بغض لعنتی...حرف بزن با من...حرف بزن با من ...مردم از این بغض لعنتی.
تو زیبایی
اما
گاهی احساس میکنم خدا شرمنده است
خدا بدهکار است
پدر را که هرگز ندیدی
و
مادر
مادر را که
همه هرزه می نامندش
تو زیبایی
تو معصومی
باور کن
تو ملوس ترینی حتی بیش تر از گربه مادر بزرگ شروین
---------------------------------------------------------------------
همه چیز زهر مارم شد/ در اوج ۱۶ سالگی خیلی شکسته شدی/امروز تولد ...بود/ ... گریه کرد/ لعنت به
این بازیای مزخرف زندگی/عجب ..مزخرفی /طلب بخشش برای .../آرزوی حالت تهوع ۱۲ ماهه برای...که روزگار رو برای ...زهرمار کرده/بی وجود/چرا انقدر شکسته شدی/خیلی تنهایی/همه دوست دارن/خدا خودش تحمل نداره.../فکر که میکنم دلم میگیره...
دیگر عقب افتاده نیستم،
مدتهاست که دیگر در حمام گریه نمی کنم
رژلبم از خط بیرون نمی زند
بالشم گاهی به اندازه دور لبانم گازم میگیرد نه بیشتر
هنوز هم مثل کلاس سوم می دانم فرق زاویه تند وکند را /
که تندش نکن داستان را شور می شوم یکهو/
آن کودک در حمام گریه کرد،
اما هانیه که ۲۳ سال است دیگر کودک نیست...
-------------------------------------------------------------------------------------
هانیه گریه نکن/پنجره هنوز بازه/خیلی سرفه می کنی/خب به درک/هنوز در حمام گاهی گریه نمی کنم خب
من نا کوکم
بساز و بنواز
راستی،
باز هم لعنت بر گربه ی همسایه
تجاوز کرد برای صدو یکمین بار ،در ملا عام به گربه ی بلوک ما /
ماست و خیار هم نشدیم که سفیدو نمکی شویم/
تقسیم شدم/۹۹ به ۱
سیگاری هم نیستم که داغ کنم تو را هرشب
که هر چه هست زیر سر این شب است وبس/
می دانم نمی دانی معادله چهار مجهولی تو به بد رنگی سوالات کنکور است
من جدا می دانم صورتم خسته است
---------------------------------------------------------------------------
در این مکان هر گونه .../ای بابا.../لعنت به توقف بیجا
ایمان داشته باش هنوز پرواز را فراموش نکرده ام
به من ایمان داشته باش
شب شد /باز شب شد
هجوم لغتهای نا مانوس
و
احساس تند گریه
امیر حسین هم ام اس گرفت
ماهی خودخواه خانم بیوه همسایه هم مرد
این روزها پل هوایی را با چشم باز رد می شوم
خدایا به من ایمان داشته باش
آماده پروازم ...
و شبح واره چنان می گریم که نباشد باکم
من سر می کوبم و سر می زنم و سر خواهم داد
وچنان خواهم شد که رویایم بود شبها قبل از خواب...
پ.ن:من زنده ام/ دائم تو اتاقم تو خودم پیچ می خورم که چی/دیوارای اینجا با تن من غریبست/تخت من باز قبر من/کتابا زیر تخت صدام میکنن دارن مسخرم میکنن/ سرمو که میزارم رو بالش نظریه پردازا بلند بهم میخندن/من با همه کتابا قهرم/من ۲ سال به خاطر ...با مجله فیلم قهرم/من روزنامه نمیخونم دیگه/فیلم نمی خرم/شکی نیست که من این روزا خر شدم...


